کردن کوس کون خواهر | پارسه

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » کردن کوس کون خواهر

کردن کوس کون خواهر

کردن کوس کون خواهر
 

1 . کون دادن شیوا به برادرش | داستان سکسی
‎10 جولای 2010 … اما حالا راستش اینقدر از تعریف کردن داستانی که دو هفته قبل برام اتفاق افتاد هیجان https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/…/کون-دادن-شیوا-به-برادرش/زده ام که مدام کلمات رو غلط مینویسم و میخوام خیلی زود تمومش. کنم و شما رو هم توی
تجربم شریک کنم. من توی یه خانواده ی 5 نفره بزرگ شدم.به غیر از پدر و مادرم دو تا
خواهر هم دارم که یکی از اونها یکی دو ساله ازدواج کرده و من و شیوا حالا توی …
 

2 . من و خواهرم سمانه | داستان سکسی
‎10 جولای 2010 … خلاصه سمانه دانشگاه رفتن و شروع کرد و یواش یواش با یه دختری به اسم نرگس دوست https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/1-9/شد که خیابون پایین ما زندگی می کردن و اون هم دختر خوشکل و سکسی ای بود. … نرگس
بعد از این کار کم کم شروع کرد به تلمبه زدن و شاید حدود 10 دقیقه اون کیر مصنوعی
که حتی از کیر من هم کلفت تر و دراز تر بود داشت توی کون خواهرم …
 

3 . سكس با خواهر زن ترسو | سكس ايرانيان
‎25 آگوست 2011 … سلام.. اسم شهرها و آدم ها مستعاره. من اميدم ٣٠ سالمه و ٦ ساله ازدواج كردم. اين خاطره مال سال https://6iran.wordpress.com/2011/08/25/سكس-با-خواهر-زن-ترسو/٨٦ هست كه من و خانومم هنوز نامزد بوديم. خونواده هامون تو اراك زندكي ميكنن و من تهرانم. خواهر
زنم كه دكتره واسه دوره طرحش تهران بود و خونه باباش كه واسه سفراشون خريده بود…
 

4 . مینو | dastan2012
‎15 آگوست 2010 … خواهرم. راستش خانواده ی ما 6 نفره هست و من سه تا خواهر دارم که دوتای اونها ازدواج کردن.https://dastan2012.wordpress.com/2010/08/15/مینو/تنها خواهری که توی خونه دارم اسمش مینو هست و سه سال از من بزرگتره. ….. از اون به بعد
من و مینو هر شب توی اتاق مشترکمون سکس داریم و دیگه کس و کون خواهرم مینو رو
حسابی گشاد کردم و فکر کنم بابام هم فهمیده که مینو از کون به کسی داده …
 

5 . ss – Yahoo Groups
‎30 آوريل 2012 … حمید اهل یکی از شهرای شمالی هستش و حدودا 24 سال داره حمید یه خواهر داره که 26 سال داره https://groups.yahoo.com/neo/groups/Viva…/6186اسمش مریم این مریم خانم از اون دخترای که تا به جلوی شلوار کسی نگاه … شود جوری که
چندبار مریم موقعی که اومد بود خونه تازه از سکس کردن بر میگشت که یبار چنون اونو
کرده بودن که به زور راه میرفت وگیریه میکرد از کون درد مامانم با اون …
 

6 . ss – Yahoo Groups
‎25 سپتامبر 2013 … اينم بگم كه سوراخ كون مستانه فوق العاده تميز بود و واقعا تحريك كننده والبته داغ داغ .https://groups.yahoo.com/neo/groups/ViVA…/86229وبراي همين من خيلي راحت شروع به ليسيدن كونش كردم .وقتي كاملا از ليسيدن سير شدم
كاندوم را آماده كردم تا به كيرم بزنم اما مستانه كاندوم را ازم گرفت وگفت اينوبذار براي
حال كردن از كوس. مي خوام سوراخ كونم تمام عضله هاي كيرتو لمس كنه.
 

7 . خواهر خوب | بهترین داستان های س+ک+س+ی
‎12 ا کتبر 2009 … وای عجب کون خوش تراشی داشت. یه کم همون طوری به کارم ادامه دادم و همزمان کیرم رو https://4udastan.wordpress.com/2009/10/12/خواهر-خوب/میمالیدم. یه کم پر روتر شدم و دامنش رو بالا آوردم. تا چشمم افتاد به رانهای سفیدش
نزدیک بود آبم بیاد ولی جلوی خودم را گرفتم. دامنش رو که بالاتر دادم چشمم افتاد به
شورت سفیدی که مدتهای زیادی کس و کون خواهرم را همراهی کرده بود. از روی شورت …
 

8 . سکس من و بابام و خواهرم | داستان های سکس ایرانی!
‎18 ژانويه 2008 … همونجوری چوب رختی رو پرت کردم طرفش گفتم اولا اونجا رو ول کن معلوم نیست داری با https://koskirstory.wordpress.com/2008/…/سکس-من-و-بابام-و-خواهرم/اونجات حرف میزنی یا با من دوما خفه میشی یا یام خفت کنم اصلا انگار نه انگار من هیچی
نمیگم توام همش از کس و کون و دادن و کردن حرف بزن گفتش نه تو بدت میاد . گفتم
میزنمتااا که با خنده گفت قربونت برم تو منو اصلا بکش کی میخواد …
 

9 . داستان سکس با خواهرزن | داستان سکسی
‎15 جولای 2010 … من یه خواهر زن داشتم که 7سال از زنم کوچکتر بود 18ساله بود.همیشه از … شلوارشو https://iranaks.wordpress.com/2010/07/15/داستان-سکس-با-خواهرزن/وشرتشو باهم کشیدم پایین وای چه کس وکونی اولش یه ذره مقاومت میکرد ولی بعدش شل
شد .کیرمرمو … نمیدونید چه حالی داد کردن کون خواهر زن ایشالله نصیبتون بشه واقعا
راست میگن خواهرزن مثل نون زیر کباب میمونه چون به همون اندازه خوشمزس .
 

10 . خواهر زن و باجناق | داستانهای قشنگ و زیبا
‎15 مارس 2008 … همین که اینوگفتم نگو همگی منتظر این برنامه بودن موافقت کردن. دوتا پتو انداختیم https://dastans3x.wordpress.com/2008/03/15/خواهر-زن-و-باجناق/زمین و دوتا لحاف هم آوردیم و خواستیم بخوابیم. شهوت داشت تو اتاق موج می زد. خواهر زنم
 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS